رسانه فقط تصویر نشان نمیدهد؛ معنا میسازد
یکی از نکات مهم در سواد رسانهای این است که بدانیم رسانه صرفاً واقعیت را مقابل ما قرار نمیدهد؛ بلکه در بسیاری از مواقع، بخشی از واقعیت را انتخاب و برجسته میکند و از همان طریق به آن معنا میدهد.
فرض کنیم از یک خیابان شلوغ فیلم گرفتهایم. در آن خیابان صدها نفر با ظاهر و رفتارهای مختلف حضور دارند. اگر دوربین فقط روی چند نفر خاص تمرکز کند، مخاطب ممکن است تصور کند تمام جامعه شبیه همان چند نفر هستند.
این همان قدرت «انتخاب قاب» است.
در شبکههای اجتماعی نیز همین اتفاق رخ میدهد. مخاطب ممکن است تصور کند همه مردم زندگی لوکس دارند، همه افراد زیبا و بینقص هستند، همه جوانان یک سبک خاص از پوشش و رفتار را میپسندند یا موفقیت تنها با مشهور شدن و دیده شدن معنا پیدا میکند.
در حالی که آنچه در فضای مجازی میبینیم، الزاماً تصویر کامل جامعه نیست.
سواد رسانهای یعنی بدانیم پشت هر تصویر، انتخابی وجود دارد.
بنابراین وقتی درباره حجاب، عفاف و حیا در فضای مجازی صحبت میکنیم، باید قبل از قضاوت درباره افراد، به این مسئله توجه کنیم که رسانه چگونه موضوع را قاب گرفته و چه تصویری از آن ساخته است.
روایت عفیفانه یعنی چه؟
روایت عفیفانه را میتوان نوعی حضور مسئولانه و آگاهانه در فضای رسانهای دانست؛ حضوری که در آن انسان برای دیدهشدن، تمام حریمهای شخصی و اخلاقی خود را کنار نمیگذارد.
در فضای مجازی، بسیاری از افراد برای دریافت لایک، دنبالکننده و بازدید بیشتر، زندگی خصوصی خود را بیش از گذشته در معرض دید قرار میدهند. از عکسهای شخصی گرفته تا جزئیات روابط خانوادگی، مشکلات شخصی، لحظات خصوصی و حتی اطلاعات مربوط به کودکان.
گاهی مرز میان «اشتراکگذاری» و «نمایش» آنقدر کمرنگ میشود که فرد متوجه نیست چه مقدار از زندگی خود را برای نگاه دیگران عرضه کرده است.
روایت عفیفانه در اینجا به معنای حذف حضور اجتماعی نیست؛ اتفاقاً میتواند به معنای حضور پررنگ اما همراه با مرزبندی باشد.
میتوان فعال بود، اثرگذار بود، تولید محتوا کرد، موفقیتها را به اشتراک گذاشت، از هنر و تواناییهای خود گفت و در جامعه حضور داشت؛ اما در عین حال برای خود و دیگران حریم قائل شد.
حیا یعنی بدانیم چه چیزی را، کجا، برای چه کسی و با چه هدفی به نمایش بگذاریم.
حجاب فقط یک پوشش نیست؛ بخشی از هویت است
وقتی حجاب را فقط به عنوان یک پوشش ببینیم، بخش بزرگی از مفهوم آن را از دست دادهایم.
حجاب میتواند در کنار عفاف، حیا و کرامت، بخشی از یک سبک زندگی باشد؛ سبکی که در آن انسان ارزش خود را فقط در میزان توجه دیگران جستوجو نمیکند.
امروز شبکههای اجتماعی بهطور مداوم به مخاطب پیام میدهند:
«بیشتر دیده شو.»
«بیشتر نمایش بده.»
«جذابتر باش.»
«زندگی خصوصیات را به اشتراک بگذار.»
«برای بیشتر دیده شدن، متفاوتتر رفتار کن.»
اما سواد رسانهای به ما یادآوری میکند که دیدهشدن همیشه به معنای ارزشمند بودن نیست.
ممکن است محتوایی میلیونها بازدید داشته باشد، اما محتوای ارزشمندی نباشد. ممکن است تصویری بسیار جذاب باشد، اما پشت آن واقعیتی متفاوت وجود داشته باشد.
بنابراین باید میان ارزش واقعی انسان و میزان توجهی که در فضای مجازی دریافت میکند تفاوت قائل شویم.
فرهنگ لایک و تأییدطلبی
یکی از چالشهای فضای مجازی، وابستگی به تأیید دیگران است.
وقتی تعداد لایکها، بازدیدها و دنبالکنندهها به معیار ارزش تبدیل میشود، ممکن است فرد برای گرفتن توجه بیشتر، آرامآرام از مرزهای شخصی خود عبور کند.
این اتفاق فقط درباره پوشش نیست. گاهی فرد برای جذب مخاطب، زندگی خصوصی خانواده را منتشر میکند؛ گاهی از مشکلات شخصی خود فیلم میگیرد؛ گاهی کودکان را در موقعیتهایی قرار میدهد که صرفاً برای جذب بازدید جذاب هستند.
اینجا تقوای رسانهای اهمیت پیدا میکند.
تقوا در فضای مجازی یعنی انسان حتی وقتی کسی او را نمیبیند، برای رفتار رسانهای خود مرز داشته باشد.
یعنی قبل از انتشار یک تصویر از خودمان یا دیگری، لحظهای فکر کنیم:
آیا انتشار این تصویر واقعاً ضروری است؟
آیا ممکن است بعداً باعث پشیمانی شود؟
آیا حریم شخصی من یا فرد دیگری را نقض میکند؟
آیا اگر این محتوا سالها بعد هم در اینترنت باقی بماند، با آن مشکلی نخواهم داشت؟
این همان جایی است که اخلاق و سواد رسانهای به هم میرسند.
حیا در عصر دوربینهای همیشه روشن
امروز دوربین تقریباً همیشه همراه ماست.
هر اتفاقی میتواند تبدیل به عکس و فیلم شود و هر عکس و فیلمی میتواند در چند ثانیه به هزاران نفر برسد.
این شرایط یک مسئولیت جدید ایجاد کرده است: مسئولیت نگاه کردن و ثبت کردن.
هر چیزی که قابل فیلمبرداری است، لزوماً قابل انتشار نیست.
ممکن است فردی در یک لحظه ناراحت باشد، کودکی در شرایط نامناسب قرار گرفته باشد یا خانوادهای بخواهد یک اتفاق خصوصی را دور از نگاه دیگران تجربه کند.
اینجا حیا فقط مربوط به کسی نیست که جلوی دوربین قرار گرفته است؛ بلکه مربوط به کسی است که دوربین را در دست دارد.
گاهی عفیفانهترین رفتار، منتشر نکردن یک تصویر است.
روایت زن در رسانه
یکی از مهمترین موضوعات در بحث حجاب و عفاف، نحوه بازنمایی زن در رسانه است.
رسانه میتواند زن را صرفاً به ظاهر، زیبایی، پوشش و جذابیت ظاهری تقلیل دهد یا میتواند مجموعهای از تواناییها، شخصیت، دانش، هنر، نقش اجتماعی و کرامت او را به تصویر بکشد.
در روایت عفیفانه، زن فقط «سوژه تصویر» نیست؛ یک انسان دارای هویت، توانایی و کرامت است.
این نگاه میتواند در تولید محتوای رسانهای نیز مورد توجه قرار گیرد.
اگر قرار است درباره زنان موفق محتوا بسازیم، بهتر است موفقیت آنها را فقط در ظاهرشان خلاصه نکنیم. از دانش، تلاش، تخصص، مسئولیت اجتماعی، خانواده، هنر، کارآفرینی و نقشآفرینی آنان نیز روایت کنیم.
این تغییر زاویه دید، خودش یک نوع سواد رسانهای است.
حجاب و عفاف در فضای مجازی با زبان نسل جدید
یکی از خطاهای رایج در موضوعات فرهنگی، استفاده از زبان پیچیده، کلیشهای و شعاری است.
نسل جدید با محتوایی ارتباط برقرار میکند که بتواند آن را در زندگی واقعی لمس کند.
به جای اینکه فقط بگوییم «در فضای مجازی حیا داشته باشید»، باید درباره موقعیتهای واقعی صحبت کنیم:
انتشار عکس خصوصی دوستان، فیلم گرفتن از دیگران بدون اجازه، نمایش بیش از اندازه زندگی شخصی، ارتباطات ناشناس، دنبال کردن محتوای نامناسب، مقایسه ظاهر خود با تصاویر ویرایششده دیگران و تلاش برای جلب توجه با هر روش ممکن.
وقتی مسئله را از زندگی واقعی مخاطب شروع کنیم، مفهوم حیا برای او قابل لمستر میشود.
حیا یک کلمه قدیمی نیست؛ یک مهارت ضروری برای زندگی در عصر دیجیتال است.
نقش خانواده در ساختن روایت عفیفانه
خانواده نخستین مدرسه سواد رسانهای است.
اگر والدین خودشان بدون توجه به حریم خصوصی، تمام زندگی خانوادگی را در شبکههای اجتماعی نمایش دهند، نمیتوانند صرفاً با توصیه به فرزندشان، او را از این رفتار دور کنند.
فرزند بیش از آنکه از حرف والدین یاد بگیرد، از رفتار آنها الگو میگیرد.
بنابراین خانواده میتواند درباره موضوعاتی مانند عکس گرفتن، انتشار تصاویر، ارتباط با افراد ناشناس، حفظ اطلاعات شخصی و انتخاب محتوای مناسب با فرزندان گفتوگو کند.
این گفتوگوها نباید فقط در قالب ترس و ممنوعیت باشد؛ بلکه باید به اعتماد، آموزش و انتخاب آگاهانه منجر شود.
روایت عفیفانه؛ حذف نیست، انتخاب است
گاهی تصور میشود سخن گفتن از عفاف یعنی حذف زن از فضای اجتماعی یا رسانهای.
در حالی که روایت عفیفانه میتواند دقیقاً برعکس باشد.
حضور داشتن، اما با هویت.
دیده شدن، اما نه به هر قیمت.
تولید محتوا کردن، اما با مسئولیت.
فعال بودن، اما با حفظ حریم.
زیبا بودن، اما بدون تبدیل شدن به کالا.
اثرگذار بودن، بدون وابستگی به تأیید دیگران.
این نگاه میتواند به جای ایجاد فاصله میان نسل جوان و مفاهیم دینی و اخلاقی، آنها را به زبان زندگی امروز ترجمه کند.
فضای مجازی بخشی از زندگی ماست و نمیتوان با حذف یا نادیده گرفتن آن، مسائل فرهنگی و اخلاقی را حل کرد. راه درست، حضور آگاهانه و تربیت رسانهای است.
امروز هر کاربر میتواند یک رسانه باشد. هر عکس، یک پیام دارد؛ هر فیلم، یک روایت میسازد و هر بازنشر میتواند بر ذهن فردی یا حتی جامعه اثر بگذارد.
در چنین فضایی، حیا فقط یک رفتار فردی نیست؛ میتواند به یک مسئولیت رسانهای تبدیل شود.
روایت عفیفانه یعنی یاد بگیریم انسان را فراتر از ظاهرش ببینیم، حریمها را محترم بشماریم، اسیر فرهنگ نمایش نشویم، ارزش خود را با تعداد لایکها نسنجیم و بدانیم هر چیزی که امکان انتشار دارد، الزاماً شایسته انتشار نیست.
سواد رسانهای به ما یاد میدهد هر چیزی را نبینیم؛ حیا به ما یاد میدهد هر چیزی را نشان ندهیم؛ عفاف به ما کمک میکند مرزهای خود را بشناسیم و تقوا به ما یادآوری میکند حتی در خلوت فضای مجازی، مسئول رفتار خود باشیم.
و شاید «روایت عفیفانه» دقیقاً از همینجا آغاز شود؛
از لحظهای که تصمیم میگیریم چگونه دیده شویم، چه چیزی را روایت کنیم و چه چیزی را برای همیشه در حریم خودمان نگه داریم.
روایت عفیفانه؛ حضوری آگاهانه، عفیفانه و اثرگذار در فضای مجازی.