روایت فتح تا روایت امروز

ایجاد شده توسط مهدی صفرزاده افروزی در یادداشت 8 مهر 1405
اشتراک گذاری

برای همین، به نظرم درست نیست نقش اهالی رسانه در آن سال‌ها را صرفاً در خبررسانی خلاصه کنیم. آنها خودشان بخشی از میدان بودند. خطر را می‌دیدند، در شرایط سخت کار می‌کردند و گاهی همان سرنوشتی را پیدا می‌کردند که رزمندگان پیدا کردند. حاصل این حضور، ۳۳۳ شهید رسانه‌ای در هشت سال دفاع مقدس بود؛ عددی که به‌تنهایی نشان می‌دهد رسانه در آن دوران تا چه اندازه با متن جنگ درگیر بوده است.

اما یک اتفاق مهم‌تر هم افتاد؛ رسانه توانست از سطح خبر عبور کند و به سمت روایت برود.

نمونه روشن آن روایت فتح و آثار شهید سیدمرتضی آوینی است. روایت فتح فقط نمی‌خواست بگوید در جبهه چه اتفاقی افتاده است. دوربین را به میان آدم‌ها می‌برد؛ به فضای جبهه، گفت‌وگوهای رزمندگان، لحظه‌های آرام و سخت آنها و رابطه‌ای که میان جبهه و مردم پشت جبهه وجود داشت. به همین دلیل، بسیاری از تصاویر و روایت‌های آن مجموعه هنوز هم برای مخاطب امروز قابل لمس است.

شاید تفاوت اصلی همین‌جا باشد: خبر می‌گوید چه اتفاقی افتاد، اما روایت نشان می‌دهد آدم‌ها آن اتفاق را چگونه زندگی کردند.
این تفاوت امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در زمانه‌ای که هر تلفن همراه یک دوربین است و هر کاربر می‌تواند در چند ثانیه خبری را منتشر کند، سرعت انتشار خبر بالا رفته، اما امکان خطا و تحریف هم بیشتر شده است. یک تصویر قدیمی می‌تواند به عنوان تصویری از یک اتفاق جدید منتشر شود؛ یک جمله می‌تواند از زمینه اصلی خود جدا شود و یک خبر تأییدنشده می‌تواند در مدت کوتاهی دست‌به‌دست شود.

اینجاست که سواد رسانه‌ای فقط یک موضوع آموزشی یا دانشگاهی نیست؛ به یک نیاز روزمره تبدیل می‌شود. مخاطب باید بداند خبری که می‌بیند از کجا آمده، چه زمانی منتشر شده، آیا منابع دیگر هم آن را تأیید کرده‌اند و آیا تصویر و ویدئوی منتشرشده واقعاً مربوط به همان اتفاق است یا نه. در شرایط جنگی و بحرانی، این دقت اهمیت بیشتری دارد؛ چون یک خبر نادرست فقط یک اشتباه رسانه‌ای نیست و می‌تواند روی احساس، تصمیم و رفتار مردم اثر بگذارد.

از طرف دیگر، مسئولیت رسانه هم فقط این نیست که با اخبار جعلی مقابله کند. اگر رسانه روایت دقیق، مستند و قابل اعتمادی تولید نکند، جای خالی آن را روایت‌های دیگر پر خواهند کرد. به همین دلیل، ثبت کردن امروز برای فردا اهمیت دارد.

این موضوع را می‌توان درباره جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم نیز جدی گرفت. اگر از اتفاقات این سال‌ها فقط چند خبر کوتاه، چند تصویر پراکنده و چند گزارش روزانه باقی بماند، بخش مهمی از تجربه انسانی این روزها از بین خواهد رفت. در جنگ تحمیلی دوم ۱۲ شهید رسانه‌ای و در جنگ تحمیلی سوم، یعنی جنگ رمضان، ۸ شهید رسانه‌ای تقدیم انقلاب شدند. مجموع این آمار در سه دوره به ۳۵۳ شهید رسانه‌ای می‌رسد.

این اعداد فقط برای یک گزارش آماری نیستند. پشت هر عدد، یک انسان قرار دارد؛ یک خبرنگار، عکاس یا فعال رسانه‌ای که در شرایطی که بسیاری ترجیح می‌دادند از میدان فاصله بگیرند، برای ثبت و انتقال واقعیت در میدان حضور داشت.

به همین دلیل، امروز به خبرنگارانی نیاز داریم که فقط دنبال «خبر امروز» نباشند. لازم است سراغ آدم‌ها برویم؛ سراغ رزمنده، خانواده، امدادگر، خبرنگار، عکاس و مردمی که هرکدام بخشی از این روزها را زندگی کرده‌اند. گفت‌وگو کنیم، عکس بگیریم، فیلم ثبت کنیم و روایت‌ها را نگه داریم. شاید امروز این کار یک گزارش معمولی به نظر برسد، اما سال‌ها بعد همین تصاویر و گفت‌وگوها می‌تواند سندی برای شناخت روزگار ما باشد.

البته روایت کردن به معنای تعریف یک داستان یک‌طرفه نیست. اگر قرار است روایتی ماندگار باشد، باید تا جای ممکن به واقعیت وفادار بماند. پیروزی‌ها و دشواری‌ها، امیدها و نگرانی‌ها، فداکاری‌ها و آسیب‌ها، همه بخشی از واقعیت یک دوره‌اند. اعتماد مخاطب زمانی شکل می‌گیرد که رسانه میان اطلاع‌رسانی و اغراق، تفاوت قائل شود.

تجربه دفاع مقدس از این جهت برای امروز درس‌های زیادی دارد. آن روزها رسانه در کنار رزمنده ایستاد و بخشی از واقعیت میدان را به خانه‌های مردم آورد. امروز هم میدان رسانه تغییر کرده، ابزارها عوض شده‌اند و سرعت انتشار چند برابر شده است؛ اما اصل ماجرا هنوز همان است: چه کسی روایت می‌کند، چگونه روایت می‌کند و چه چیزی برای آیندگان باقی می‌گذارد؟

شاید چند سال دیگر کسی از ما نپرسد که فلان خبر در ساعت فلان چه نوشته بود. اما ممکن است بپرسد مردم این روزها چه می‌کشیدند، چه امیدی داشتند، چه ترسی داشتند، چگونه زندگی می‌کردند و چه کسانی در کنارشان بودند.

اگر امروز اینها را ثبت نکنیم، فردا بخشی از آن دیگر قابل بازسازی نخواهد بود. «روایت فتح» فقط یک مجموعه تلویزیونی نبود؛ بخشی از حافظه تصویری یک نسل شد. امروز هم به روایت‌هایی نیاز داریم که فقط خبر امروز را مصرف نکنند، بلکه چیزی برای فردا باقی بگذارند. شاید رسالت رسانه همین باشد؛ فقط خبر ندهیم؛ روایت کنیم.

نظرات (0)

اشتراک گذاری

این پست را با دیگران به اشتراک بگذارید