چگونه جنگ روایت‌ها آتش را از دشمن به سمت خودی‌ها منحرف می‌کند؟

ایجاد شده توسط مهدی صفرزاده افروزی در یادداشت 8 مهر 1405
اشتراک گذاری

در جنگ ترکیبی شناختی، دشمن تلاش می‌کند نظام ادراکی جامعه را تغییر دهد تا جایی که مردم به جای آنکه تهدید اصلی را ببینند، درگیر تهدیدهای فرعی شوند و به جای تمرکز بر دشمن بیرونی، درگیر نزاع‌های داخلی گردند.

امروز بخش مهمی از عملیات رسانه‌ای علیه ایران بر همین مبنا طراحی شده است. شبکه‌ای از رسانه‌های معاند و اتاق‌های عملیات روانی تلاش می‌کنند افکار عمومی را از دشمن و مسائل اصلی منحرف کنند تا جای تمرکز بر جنایت‌های رژیم صهیونیستی،و آمریکا از جمله شهادت هزاران ایرانی از جمله رهبر معظم انقلاب و از مسئولان و زنان و کودکان بی گناه ، تخریب زیرساخت و اماکن غیرنظامی و نظامی، اعمال تحریم‌های ظالمانه، جنگ اقتصادی، فشارهای سیاسی خارجی، محاصره و...
توجه جامعه به اختلافات داخلی، نزاع‌های جناحی و درگیری‌های فرسایشی معطوف شود.
این همان نقطه‌ای است که دشمن به دنبال آن است یعنی تبدیل اختلاف نظرهای طبیعی به شکاف‌ها و سپس گسل‌های عمیق اجتماعی، تبدیل نقدهای دلسوزانه داخلی به نزاع‌های بی‌پایان و هنگامی که جامعه همه انرژی خود را صرف درگیری‌های درون‌گروهی کند، دشمن بدون پرداخت هزینه، به هدف خود رسیده است.

قرآن کریم برای جلوگیری از گرفتار شدن در این دام، یک اصل بنیادین را مطرح می‌کند: «وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ»؛ از چیزی که نسبت به آن علم نداری پیروی مکن. بسیاری از روایت‌هایی که امروز در فضای مجازی منتشر می‌شوند، آمیزه‌ای از واقعیت و تحریف هستند فلذا دشمن با بهره‌گیری از همین ترکیب، مخاطب را به سمت قضاوت‌های عجولانه سوق می‌دهد.
در چنین شرایطی، بازنشر یک خبر تأییدنشده یا پذیرفتن یک روایت بدون تحقیق ولو از کانال‌ها وشبکه‌های رسانه‌ای با نقاب انقلابی، صرفاً یک اشتباه نیست؛ بلکه بخشی از پازل جنگ شناختی محسوب می شود.

قرآن از ما می‌خواهد پیش از هر قضاوتی توقف کنیم، تحقیق کنیم و سپس تصمیم بگیریم مساله‌ای که دقیقا مبتنی علم امروز جهان یعنی سوادرسانه‌ای است.

امیرالمؤمنین(ع) نیز در حکمت هفتاد نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً». جاهل کسی است که تعادل و قدرت تشخیص را از دست داده است؛ یا در افراط غرق می‌شود و همه چیز را سیاه می‌بیند، یا در تفریط فرو می‌رود و خطرها را نادیده می‌گیرد. در هر دو صورت، نتیجه یکسان است: گم شدن دشمن اصلی.

نظرات (0)

اشتراک گذاری

این پست را با دیگران به اشتراک بگذارید